تبلیغات
مجموعه شعر های محمد امین ناجی
مجموعه شعر های محمد امین ناجی




پسرک دخترک شهوت [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



یک نفر از ته تقدیر رسید

باز تنها

شاهد تنهاییش

تق تق ثانیه ها

مثل این بود که او

منتظر بود هنوز

شایدم خس خس آوایش را

به دل سرد هوس دوخته بود

یا که از مرگ هوس

مایوس هنوز

یک نفر از سر آن پیچ گذشت

نه!!!

توهم بود

لحظه ای چند به فکری مشغول

عشق من آیا بود؟

باز هم از سر پیچ گذشت

نه!!!

توهم نیست این بار

عشقی است قریب

نزدیک تر آمد با حالی قریب

مثل این بود که او

شهوتی در سر داشت

یا که نه از بد ما شهوتش ارضا بود

جلوه ای خشک به دستانش بود

شایدم نور به چشمانش بود

جلو تر آمد

آخرین حد هوس در سر داشت

پسرک چشم چرانی می کرد

یا که نه عشق در آن جلوه نمایی می کرد

دختری بود به راه

آری یک دختر بود

ودوباره باز

پسرک چشم چرانی می کرد

و به اندامی سرد

دل خود خوش می کرد

قدمی برداشت پسر

دخترک برگشت

دخترک می ترسید

که به اندام چو ماهش نرسد دست کثیف

پسرکم نیست کثیف

عشق دارد به سرش

ولی افسوس که دختر می هراسد از از خشم پدر

که به آوارگی اش ننجامد

دخترک راه عقب بازگرفت

و چه اندوهگین بود پسرک

نقطه ی شهوت او

رو به سستی می رفت

و دگر هیچ نبود

نه پسر نه دختر و نه حتی شهوت



نوشته شده توسط امین در  یکشنبه 6 مرداد 1387 و ساعت 09:07 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




تقدیم به (ل) [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



بی تو غمگینم و زارم

بی توآشفته بازارم

من بهارم بهار بی برگی

در پی بود تودر انکارم

خاطراتم نهفته در توفان ها

زخم هایم به زیر باران است

من به دنبال آزادی خویش

سالهاست که زیر بارانم

 

 



نوشته شده توسط امین در  جمعه 7 تیر 1387 و ساعت 07:06 ق.ظ
ویرایش شده در یکشنبه 9 تیر 1387 و ساعت 05:06 ق.ظ

() نظر
       




روزهای سرد [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



یه روز سرد و بی صدا تو کوچه های خستگی

صدات میکردم کجایی این بود ته مردونگی؟

 

یادم میاد کوچه ها رو یکی یکی قدم زدم

به جای پاهات رسیدم چرا فرار کردی ازم؟

 

عمرا اگه یه بار دیگه بتونی قالم بزاری

صدای پاتو میشنوم نکنه قالم بزاری

 

تو رو خدا نگاهتو دیگه به سمت من نکن

برای یک بار که شده حرف دلم رو گوش بکن

 

مرده ی من هرچی هست از زنده بودن بهتره

گلای خشکیده من از تازه بودن بهتره

 

من تو رو از یاد میبرم تا بدونی بی ارزشی

میخوام که خود کشی کنم تا که به حرفم برسی

 



نوشته شده توسط امین در  دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




چشات [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



چشات خیس و چشام خیس و چشات اشک

چشام دنبال دستان تو میگشت

دلت سرد و دلم سردو دلت خون

به دور کهکشون باچشم گریون

نگاه سرد جغد شب نشسته

تمام شب به دستان تو بسته

رها کن چشم خود را از نگاهم

بکش با دست خود راهی برایم

چشات آتش زده در هستی من

رها کن آتش چشمت ز راهم

چشام همچون ستاره بی قراره

که تا روز دوشنبه باز دوباره

چشام اون روی ماهت رو ببینه

که از نو جون بگیره باز دوباره

 



نوشته شده توسط امین در  دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 07:06 ق.ظ

() نظر
       




تشنه غم [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



هرچی موندم فکر نکردی که دلم تشنه غم بود

ولی یه چیز رو میدونم همه اینا کار غم بود

 

گل من کنار آتیش چه جوری دوام بیاره

گرچه تاریک و پر از غم واسه من پیام بیاره

 

غم عشقت تو دل من مث یک هوای سرده

چه جوری بگم که عشقت دلمو ویرونه کرده

 

توی دنیای پر از غم چه جوری خسته و دلگیر

بی تو من دووم بیارم توی توفان نفس گیر

 

چه جوری عاشقونه باز طرح شعرامو بریزم

چه جوری خاطره هامو روی کاغذ بنویسم

 

گر چه باز توی خیالت همه شعرامو میخونی

اگه یک شب ننویسم چه جوری زنده میمونی

 

اگه تو این دل سنگت یه کمی احاس غم بود

دیگه هیچی نمی خواستم همه دنیا مال من بود

 

گرچه از من دل بریدی ولی باز عیبی نداره

همیشه نم نم بارون تورو یاد من میاره

 

توی این دنیای پر غم پاهای منو شکستی

وقتی دیگه خسته بودم کوله ی سفر رو بستی

 

 



نوشته شده توسط امین در  دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




تنهایی [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



تویی تنهایی قلبم کسی رو راه نمیدم

گرچه خیلی ساکتم تو تنهاییم وا نمیدم

 

دیگه حتی توی خوابم باتو حرفی ندارم

دیگه حتی توی خوابم کسی رو راه نمیدم

 

توی احساس قریبم همش از غم میخونم

دیگه حتی توی شعرم غم به دل راه نمیدم

 



نوشته شده توسط امین در  دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




روز از نو [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



 

 

دوباره من هستم و یک روز نو

دوباره دنبال شعری در وصف تو

دوباره باز غرق تفکر

چه بنویسم در شان تو

دوباره باز خسته دل وعاشق

چشم به راه نگاهی از تو

دوباره باز پنج شنبه است

کی شود دوشنبه ....

تا در کنار جاده غمجای پای  تو را نظاره کنم

دوباره باز هوا روشن شد

آغاز یک روز دوباره

اغاز یک مرگ تدریجی

در امتداد یک ستاره



نوشته شده توسط امین در  دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




شب غمگین [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



شبی غمگین و توفانی

پر از احساس تنهایی

نگاهی سرد و پنهانی

به من کردی و خندیدی

نگاهت ساده بود اما

پر از نفرین پراز طعنه

پر از مردانگی اما

کمی آغشته با طعنه

 



نوشته شده توسط امین در  دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




خداوند عاشقان را دوست دارد [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



شنیدم آسمان فریاد می کرد

همه دم یک صدا بیداد می کرد

 

که باران عاشقان را دوست دارد

تن سبز بهاران دوست دارد

 

شنیدم بادوگوشم که ملک گفت:

که افلاک عاشقان را دوست دارد

 

شنیدم باصدایی گرم وشیرین

خداوند عاشقان را دوست دارد



نوشته شده توسط امین در  دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




می خوام به دادت برسم [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



می خوام به دادت برسم نگاه تو سخته واسم

هر شب و هر روز با منی ولی اینم سخته واسم

 

تو دنیا صاحبت شدم ندیده عاشقت شدم

انگار نه انگار زنده ام بازیچه ی دستت شدم

 

روز منو شب میکنی شادی امو غم میکنی

انگار که دبرده توامابروهاتوخم میکنی

 

باعشق من لج میکنی روتو به من کج میکنی

عاشق دل شکسته ام باعاشقت لج میکنی



نوشته شده توسط امین در  دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




لعنت [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



لعنت به این بخت کثیف عشق تورو رد میکنم

میخوام بهت نشون بدم عشق تورو له میکنم

 

میخوام ببینمت یه بار این شده ارزوی من

دیگه توی تنهایی ات نبری ابروی من

 

اگه دلت خسته شده از بازی های سرنوشت

با من بمون که دنیا رو نسپرده ام به سرنوشت

 

میخوام از خاطرت برم چی کار کنم سخته واسم

اما دیگه چیکار کنم دنیا یه زندونه واسم

 

تورو خدا نزار که من اواره شم تو شهر غم

تورو خدا گریه هاتو ننویس دیگه به پای من

 

گرچه شکسته ام ولی تو شیشه عمر منی

میخوام که باور بکنم که ساخته ی دست توام

 

اگه دیگه بریدی و کاری با دنیا نداری

بیا بمون کنار من که دیگه جایی نداری

 



نوشته شده توسط امین در  دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




لیلا [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



لیلای من ای مه به پیشت گشته حیران

حیران شدم من عاقبت از هجر  جانان

جانان من لیلای من را شاد گردان

گردان به سان بلبلی شاد وغزل خوان



نوشته شده توسط امین در  دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




وصل [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



کافه لحظه های خلوت

بی قراری های بارون

 

لحظه ی وصل و رسیدن

عاشقای مات و مجون

 

چشم من دنبال دستات

کجایی ای آسمونم

 

بده دستاتو به دستم

به خدا غرق جنونم

 

به خدا چیزی ندارم

 به جز این دل شکسته

 

به خدا آسمون من

پیش چشمات میشه خسته

 

واسه برگ های دل من

سقف توفان و بلایی

 

واسه آوارگی من

مثل درد بی تمامی



نوشته شده توسط امین در  دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




دوشنبه [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



دوشنبه

دوباره روز دوشنبه هست و وعده و وعید

دوباره کنار جاده منتظریم

دوباره مثل همیشه کمی دیر

بر سر قرار من رسید

دوباره باز نگاه ثانیه ها

برای لحظه ای نظاره گریست

صدای بلند قلب تو

برای لحظه ای به گوشم رسید

مناظره من و ماه و خورشید

برای رسیدن به تو همیشه جاریست

دوشنبه انگار ساکت و خالیست

دوشنبه مثل یک صبح خیالی است

جای دستان تو روی شانه هایم نیست

دوباره باز دوشنبه هست و وعده وعید

اما نه از دوشنبه خبری نیست

جای دوشنبه چقدرخالیست

دوشنبه باقی است اما

آن دوشنبه ای که میخواهم نیست

 

 



نوشته شده توسط امین در  دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




نگاه سرد تو [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



تا که نگاه میکنم زلف بسان ماه تو

دیده به هم نمی نهم از قدم و جمال تو

 

دیو سپید شب مرا عزم وصال تو کند

تا که رسم شبی به آن سومعه سرای بام تو

 

عشق تو در وجود من همچو ستاره در شب است

ای که همه ستاره گان فدای چشمهای تو

 

ساده ساده آمدم تا برسم به زر ناب

ای که همه جواهرات خوار به خاک راه تو

 

از سر کوچه دلم تا به در منزل تو

باپای عشق آمدم دیده کنم فدای تو

 

شادی تو شادی من خنده تو خنده من

ای که تمام خنده ها از نفس وهوای تو

 

از سر کویت نروم تا نکنی اجابتم

ای که همه نیاز ها بسته به یک نگاه تو

 

خسته خسته آمدم تشنه تشنه آمدم

ای که همه جهانیان گداو آواره تو

 

هر چه که توصیف کنم از کرم و جمال تو

نقطه سر خط نرسد ای که امین فدای تو

 

 

 



نوشته شده توسط امین در  دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




غم [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



تو یک نور یکه از اعماق غم ها

برای لحظه ای بر من تپیدی

تو یک سروی که از یک جای نزدیک

مرا تا آسمان غم کشیدی

تو یک ساز غم انگیز عجیبی

تو یک راه غریب بی نصیبی

تو یک عالم صداقت برمن هستی

ولیکن اندکی مغرور هستی

چه میشد با من امشب می نشستی

کنار تک درخت سبز هستی

چه میشد اندکی برمن بخندی

هوای خسته ات برمن ببندی

نگاهی کن به چشم عاشق من

دوباره قلب من را صاف کن

دوباره با دو دست مهربانت

تمام اشک هایم را پاک کن

دوباره لحظه دیدار ما بود

دوباره آسمان فریاد میکرد

دوباره قلب من هم رخنه میکرد

نگاهی کردم و دیدم که دستان ملائک

دوباره گیسویت را شانه میکرد

دوباره چشم من هم گریه میکرد



نوشته شده توسط امین در  دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




وصل [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



دلم دیگر از این دنیا به جر وصلت نمیخواهد

اگر دیوانه و مستم به جز دستت نمیخواهد

 

چنان دیوانه ی عشقم که در هر لحظه می گویم

که این قلبم به جز عشقت دگرچیزی نمیخواهد

 

از این دنیا نمیپرسم چرا دیگر نمی خندی

ولی ویرانه قلبم به جز سقفت نمیخواهد



نوشته شده توسط امین در  دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




دست خودم نیست چی میگم [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



دست خودم نیست چی میگم چرا به اینجا اومدم

گلایه دارم از خودم چرا به دنیا اومدم

 

لعنت به این بودن من لعنت به این تنهایی ها

لعنت به این شانس من و لعنت به این بخت سیا



نوشته شده توسط امین در  دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




چی گفتی چی گفتم [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



چی گفتم چی گفتی چیا از هم شنیدیم

از این راه پر از غم فقط سختی کشیدیم

 

کدوم راه کدوم چاه ماکه چیزی ندیدیم؟

از این سمسار مکار فقططعنه شنیدیم

 

توی روز توی شب  ستاره تک و تنها

توی اسمون غم فقط یه اشک تنها

 

صدام کن صدام کن صدات خاطره داره

نگاهت به وجودم فقط لرزه میاره

 

ستاره ستاره ستاره بی قراره

جواب سلامو برای من میاره

 

دل من اسیره دلم چه بی قراره

که هر شب واسه من ستاره میشماره

 

 



نوشته شده توسط امین در  دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




اینجا دیگه اخره [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



به خدا سخته واسم دارم به اخر میرسم

چه جوری باورت کنم نزار به اخر برسم

 

اخه تو چه جور تونستی ساده از عشقم بگذری؟

مگه نگفتی اخرش از جونتم تو میگذری؟

 

تا ته دنیای غم من پیش چشمات میمونم

ساده بگم دوستت دارم کنار اشکات می خونم

 

تورو خدا یه بار دیگه تو چشم من نگاه بکن

اگه دیدی دروغ میگم هر کاری میخوای تو بکن

 



نوشته شده توسط امین در  دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 06:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




گمان [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



به گمانم که به آزار دادن خلق خدا عادت داری

به گمانم تیکه تیکه سوختن بال منو طاقت داری

 

فکر میکردم سوختن من واسه تو درد آوره

حالا که میبینم سنگ دلی و مرگ عشق رو حاجت داری



نوشته شده توسط امین در  دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 05:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




از تو میخونم [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



دوباره از تو می خونم تو غبار آسمون

دل من از تو چه دوره چه جوری آروم بمونم

 

تازه تازه عشق تازه دل من داره میبازه

قطره قطره ذره ذره به تو داره  دل می بازه

 

نمی تونم که بمونم توی تنهایی کوچم

توی روزگار وحشی به خدا بی تو چه پوچم

 

 



نوشته شده توسط امین در  دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 05:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




افسون [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



افسون شده کوی تو کشتم

بیداد از این زلف پریشان

نفرین شده ی کوی تو گشتم

بیداد از این کوی چو بستان

هم زلف تو هم کوی تو دیوانه مرا کرد

لعنت به تو و زلف تو و زلف پریشان



نوشته شده توسط امین در  دوشنبه 3 تیر 1387 و ساعت 05:06 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر
       




گونه های من [اشعار از دفتر(منو جا گذاشتی) , ]



بر گونه های خیس من
با تاب